در جستجوی آرامش

علامه سید منیر الدین حسینی الهاشمی:

...اگر عکس یک نفر کافر را کسی بگیرد در لحظه مرگ آن نزدیک به مرگش که دیگر هر چه دویده نرسیده، که شور باز دویدن ندارد، دیگر می‌بیند نمی تواند سگ دو بزند، عکس آن را بگیرند اگر چشمش در آن یک ذره آرامش کسی شهادت داد. یک مؤمن هم ببینند  اگر ـ به اصطلاح ـ ده سال هم مریض باشد، ده سال هم در فقر و فشار باشد، لحظة قبل از مرگش می‌بینید از همیشه آرام‏تر، از همیشه راحت تر، از همیشه خرسندتر، از همیشه دل خوش تر، کلی قرض دارد، کلی بچه دارد، کلی مریضی دارد، کلی چه، راحت می‌گوید که اینها همه مهمان خدا هستند، در آن مهمان خانه‌اش، ـ انشاء الله ـ در آن مهمان خانه هم بهتر او اکرم از این که در این مهمانخانه پذیرایی کند آنجا پذیرایی، به او می‌گویم پذیرایی که نشدی، کدام تو که همه اش بدبختی، می‌گوید الهی شکر به نعمتهای ظاهر و باطن آن، حالاتی را که خداوند عطا کرد. می‌خوابد، خوش است، خواب زیارت معصومین می‌بیند، خواب ـ به حضورتان ـ رفتن به مشاهد مشرفه می‌بیند، خواب ـ به حضورتان که عرض کنم ـ مواقف کریمه می‌بیند. بیدار می‌شود، در بیداری اش عالم را ـ به حضورتان ـ مهمانسرای خدا می‌بیند، به قول خدا ـ انشاءالله ـ آن را حفظ کند، آقای،  حاج آقای بهاء الدین ـ حفظه الله ـ می‌گفت که بعضی ها در جبهه هستند زیر آتش و آهن، دارد بر ایشان می‌بارد، چنان خوش هستند که انگار در باغ و گلستان، بعضی ها هم در شهر هستند، در آرامش ظاهری هم هستند، در عذابی هستند که انگار در آتش و آهن هستند هست دیگر اینگونه. آنها در فرح و رقص و اینها تحرکهای شدید دارند، نه اینکه تحرک شدید نیست،  حالا خب بعد عرض می‌کنم آن  تحرک ها رفتن ازاین اضطراب به اضطراب دیگر از این اضطراب به اضطراب دیگر هست، همه آن هم دنبال این هستند که بلکه به آرامش دست پیدا کنند، ولی مگر آرامش مجانی است که گیر آنها بیاید، وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنکًا وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَعْمَى زندگی سخت و تنگ برایشان هست. آنها حرصی را که پیدا می‌کنند، آرام نمی کند آنهارا،  اشباع نمی کند آنها را هیچ چیز از آن مطالب. معاشقه به دنیای آنها خیلی زیاد است. معاشقه به دنیا، ولی التذاذ از دنیا خبری نیست؛ یعنی لذتی که شما از یک جرعه آب می‌برید، اینجا خیال نکنید که یک نفر کافر می‌برد. ابداً به نظر می‌آید که این رفع عطش برایش می‌کند. رفع عطشی که در در حین آن عطش‌های دیگر بر او فشار می‌آورد و رفع نیست از یک منزل به منزل دیگر، عطش رفتن هست. حین خوردن آن هم، حین خوردن آب هم حواس او جمع مطلب بعدی هست و در اضطراب مطلب بعدی هست. اینگونه نیست که آرامش باشد. می‌خواهد زود این تمام شود بلکه به دومی بتواند برسد .

آدرس پژوهش 156 جلسه 1515

/ 0 نظر / 10 بازدید