راستی به کجا میرویم؟؟؟

انسان را چه میشود که زمانی در فکر ایده آل های زندگی دیار خود را رها کرده و به غربتی که اصل و ریشه اش در آن است اما در آنجا غریب میرود ولی هدف را گم کرده و در بی راهه سیر میکند؟مگر نه این است که از خاکیم و به خاک نیز باز میگردیم؟پس این تن خاکی که خودفانی است را چگونه میتوان با اشیای خاکی تر از خود رشد داد؟

کاری که امروزه امثال من دچار آن شده ایم؟

آیا تنی که ارزش حقیقی خود را فراموش کرده یا بهتر بگویم خود را به فراموشی زده و نمیخواهد به عاقبت خود نظر کند را میتوان با مقداری پارچه یا حتی زر یا سنگ و چوب زینت داد؟

دلی که در آن قرار بوده محبت محبوب جای گیرد را میتوان با محبت غیر پر کرد؟

انگار میشود ولی حتما روزگار پشیمانی فرا میرسد

و به قولی می ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است.انصافا پر نمیکند هم من میدانم هم تو.

 

/ 1 نظر / 6 بازدید
منتظر

سلام علیکم وبلاگ های ما: 1- مولا - شیخ شبانی . 2- کلبه ی راز - شیخ شبانی . یا مهدی .